رديه نويسي
دوستان عزيز وهموطنم سلام .شما كه با زحمت بسيار به رديه نويسي عليه جامعه بهائي مشغول بوده ودر كتب به دنبال ايرادي ويا مطلبي گشته ا نرا بيان ميكنيد وسپس سعي ميكنيد باعقل خود موضوعاتي را ثابت يا رد كرده .وباخيالي راحت فكر ميكنيد حقانيت ظهور حضرت بهاالله را رد كرده وانرا براحتي باطل اعلام ميكنيد،خسته نباشيد...
اما شما دوستان اين موضوع را درنظر داشته باشيد كه اولا ايراد گرفتن از كتاب يا اثري با يك پيشداوري قبلي كار سختي نيست ودوم اينكه با كمك عقل الوده به تعصب هرگز حقايق موجود در ديگر انديشه ها كشف ودرك نخواهد شد.مطالب ذيل سعي دارد دو موضوع فوق را بيشتر توضيح دهد.
ذهن ادمي براحتي ميتواند از بزرگترين نعمت الهي يعني باران نيز عيب گيري كرده به جاي نعمت ان را عين بلا بداند و فرياد بزند كه باران همه چيز را گلي وكثيف والوده ميكند از همه بدتر اينكه باران باعث طغيان رودخانه ها شده وبه دنبالش هر چه كه ساخته ايم ويران ميكندوباعث مرگ وبي خانماني هزاران نفر ميشود و....
همه ما ميدانيم كه عيبجوئي كار سختي نيست به همين دليل نبايد كشف عيب يا ايراد در ديني رابه حساب نوعي پيروزي براي خود ويا باطل بودن ان دين رقم زنيم .انچه مسلم است اين است كه اگر ذهن ادمي بخواهد براحتي موفق خواهد شد كه در گوشه وكنار كتابي موضوعي را پيدا كند كه از ديدگاه خاصي ،ايراد داشته باشد .ولي ديگران متوجه خواهند شدكه ايراد از نوع نگاه منتقد بوده نه از مطالب كتاب.
براي اثبات اين موضوع بهتر است يك نگاهي كوتاه به كتب ونشريات وسايت مخالفان اسلام بزنيد تا متوجه بشويد كه ان انديشمندان نيز براي عيب گيري از اسلام واصول اعتقادي ان دلايلي محكم دارند حتي شما بهتر ميدانيد كه بسياري از مطالب ان كتب توسط مسلمانان هنوز بي پاسخ مانده اند وان كتب با غرور در كتابخانه هاي عالم خود نمائي ميكنند.وچه نيكو بود كه به جاي رديه نويسي عليه امر بهائي به مطالعه ان كتب مشغول ميشديد تا
خواهيد داشت اول بدانيد كه توهين به اعتقادات ديني وروحاني چقدر زشت وغير قابل تحمل است .
و ثانيا متوجه بشويد كه عيب گيري ودروغ گوئي كار زياد مشكلي نيست وهمان ايرادها ئي كه شما به امر بهائي ميگيريد همان ايراد عليه ديانت مقدس اسلام وحضرت محمد گفته يا نوشته شده است. براي نمونه تهمت جنون به حضرت محمد (ص) ويا كپي شدن بسيار ضعيف قران از روي كتب آسماني و....
وثالث اينكه وقت خود را به پاسخگوئي ان مطالب اختصاص ميداديد، اينكار خيلي نيكوتر از اين است كه تحقيق نكرده با تكرار دروغ و تهمت ها‹‹ به جاي ثواب›› بار سنگين گناهي را به دوش بكشيد .
‹‹ جايگاه عقل دراثبات حقايق روحاني››
براستي چرا بعضي از نفوس پس از اينكه خود را داناي حقيقي فرض ميكنند گام بعدي را نيز با اين پيش فرض اوليه بر ميدارند وبراي اثبات حقانيت خود شروع مي كنند به توهين و انكار حقايق موجود درديگر اعتقادات .اگر دوستان بهائي ستيزو رديه نويس فكر مي كنند كه حق مسلم در نزد ايشان است چرا نميتوانند پاسخي قطعي به نظرات مخالف اسلام بدهند وچرا تنها درصد بسيار پائيني از مردم به اسلام وسپس به تشيع روي اورده اند؟چرا نمي توانند با جوابي قطعي ديگر فرق اسلامي را مجاب كنند ؟
اري حقايق روحاني را نميتوان تنها از راه منطقي وانديشه اي خشك وبي روح كشف يا ثابت كرد بلكه بايد از طريق قلب واشراق به شعاعي از حقيقت دست يافت.اصول اعتقادي ومسائل و روابط روحاني يك رابطه رياضي نيست كه بتوان با برهان صرف ثابت كرد براي مثال ايا وجود روح وعالم پس از مرگ را براحتي ميتوان بوسيله برهان عقلي ثابت وهمه عالم را مجاب كرد ؟
براي درك حقايق روحاني دين قبل از هرچيز به قلب پاك وانديشه اي سالم نياز است .ايا با تعصب ونفرت كه به نوعي زنگار وغبار قلب محسوب مي شود، ميتوان به حقيقت روحاني دين دست يافت ؟ براستي در تاريخ صدر اسلام تا به امروز چند نفر وجود دارند كه با تنفر ونفرتي عميق نسبت به اسلام توانسته اند كه حقانيت اسلام را كشف كرده وبه اسلام ايماني قلبي بياورند اگر حافظه تاريخ چيزي را به خاطر نمياورد. پس بدانيد با اين نفرت وتعصبي كه نسبت به ديانت بهائي داريد و تمام وجودتان را فرا گرفته هرگز به حقانيت امر بهائي پي نخواهيد برد شرط اول تحري كنار گذاشتن تعصب وتنفر است وسپس مطالعه وتعمق روي اثار امر بهائي است پس از سير اين جريان ميتوانيد ادعاي تحري حقيقت را داشته باشيد.
هم اكنون نيز بعضي از فرق اسلامي باتعصبي خشك باور دارند كه با كشتن يك شيعه به بهشت خواهند رفت.انها نيز مثل شما فكر ميكنند كه راه انها تنها راه رستگاري وراه رسيدن به بهشت است .ايا شما ميتوانيد به انها تفهيم كنيد كه راه انها بهترين راه نيست؟ ايا با تعصبي كه در انها وجود دارد حرف شما را راحت خواهند پذيرفت ؟وايا هرگز فكر كرده ايد كه انها نيز مانند شما فكر ميكنند كه همه عالم به جز انها گمراه ،ضاله و اهل دوزخ بوده و هستند.وبراي اثبات حرف خويش دلايلي بسيار مانند شما از احاديث وقرآن كريم دارندوحتي به اندازه ذره اي شك در وجودشان راه نميدهند.ودراينجا بايد تذكر داد كه اهل بها با شما عزيزان همين مشكلي را دارد كه شما با مخالفان خود داريد ، يعني اثبات عقلي بعدروحاني امر بهائي به عقل وانديشه اي مثعصب و از قبل مشخص ومطمئن.
بعضي ازنفوس مخالف باظهور ديانت بهائي تنها به اين دليل كه منتظر يك چنين ظهوري با چنين مشخصاتي نبودند ، مانند يهوديان موقع ظهور حضرت مسيح و نيز مسيحيان ويهوديان موقع ظهور حضرت محمد از ابتدا قبل ازهرتفكرخالصانه اي تنها راه مخالفت راانتخاب ومبارزه اي بي پايان را اغاز كردند، كه خود نيز از سرانجام ان غافلند وبه هر وسيله اي نيز متمسك شدند تا شايد بتوانند دليل مخالفت خودرا ثابت كنند. مخالفان سعي ميكنند جامعه بهائي را سياسي و ساخته دست بشرنشان بدهند دائما مينويسند وميگويند كه اين فرقه تعاليمي فتنه انگيز دارد وبهائيها فاسد و...
البته اين موضوع تازه اي نيست چونكه اكثر طرفداران متعصب هر ديني از دين بعد از خود دفاع نكرده بلكه ابتدا به رد دين پس از خود پرداخته وسپس به تهمت وافترا راجع به ان دين مشغول شده اند.وحال بايداز دوستان رديه نويس پرسيد كه ايا شما عزيزان به جاي تحري حقيقت تنها به تحري وجستجوي بعضي از نقائص فرضي سرگرم نبوده ايدتا ان نقائص فرضي را در كتابي يا مقاله اي انتشار داده به خيال خودتان بزگترين خدمت را به اسلام و مسلماني انجام دهيد؟
حتي لحظه اي به جامعه بهائي نگاهي بي تعصب وبي غرض نميكنيدتا متوجه بازتابهاي گسترده تعاليم ديانت بهائي بشويد اينكه اگر اين تعاليم بي ارزش ومضر بوده پس چگونه شده كه جامعه بهائي با تمام مخالفت هاو مبارزات قلمي وعملي باز هم يك جامعه اي منسجم ويكپارچه در سراسر عالم باقي مانده،وتوانسته نفوسي را در سراسر گيتي تربيت كند كه علاوه بر خيرخواهي بشر در انواع سازمانهاي بين المللي به خدماتي شايان دست يابند. اگر تعاليم ديانت بهائي آنطوري كه دوستان رديه نويس نوشته اند پوچ است پس چگونه اثرات ان تعاليم به حد بسيار گسترده اي فراگير شده است ؟.واگر اين تعاليم بي بند وباري را ترويج ميدهد پس چگونه است كه در جامعه بهائي سراسر عالم جلسات عيش و نوشي يا حتي فسادي مشاهده نشده وتنها در اتهامات رديه نويسان ديده ميشود؟چرا رديه نويسان عزيز براي اثبات اتهامات خود آدرس يكي از جلساتي كه به قول ايشان فساد وخيانت دائر است را نميدهند تا طالبان حقيقت متوجه وبا خبر بشوند؟.چگونه است كه در گوشه وكنار عالم اخبار فساد وجنايت از ديگر جوامع مذهبي ميرسد ولي گزارشي از فسادجامعه بهائي ديده ويا شنيده نميشود ؟.ايا جز تعاليم نجات بخش حضرت بهالله حافظي براي اهل بها وجود داشته؟
جامعه بهائي هميشه از گزند مخالفانش در امان بوده ،وهمين تعاليم توانسته روح فداكاري وايثار رابه بندگانش بياموزد وجامعه اي ايجاد كند كه نفوس بهائي حتي در بعضي كشورها زير فشار تعصب وظلم باز هم فرياد عشق ومحبت را فرياد زنند. براستي بايد از دوستان رديه نويس پرسيد جزاين از دين چه انتظاري داريد؟ اگرهدف ظهور انبيا ترويج تعاليم روحاني وايجاد عالمي پاك وارام ودوراز نفرت وجنگ برپايه يكتا پرستي است،ايا تعاليم بهائي دقيقا همين اهداف را دنبال نميكند ؟وايا در عمل نيز بهائيان همين افعال وافكار را نشان نداده اند؟
دوستان عزيز اگر درعالم پس از مرگ از شماپرسيده شود كه بر چه اساس وسند ومدركي به جامعه بهائي تهمت زده ايدجز شرمندگي در پيشگاه عدل الهي چه پاسخي ؟
+ نوشته شده توسط حب در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت
20:47 |